مدح و منقبت حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
تو را در وادی توحید در اوج یقین دیدم تو را کـفو نبی، از اولین و آخرین دیدم تو را یار رسول الله «فِی البَأسَاءِ وَالضَّرَّاء وَ حِينَ البَأسِ» همعهد امیرالمؤمنین دیدم «تو را دیدم که میچرخد به گرد خانهات کعبه» خدا را در حرم خواندم، در آن بیت گلین دیدم تو در روی امین مکه نور وحی میدیدی تو را از قبل بعثت محو ختمالمرسلین دیدم تو را مـحـبـوبهٔ قـلب حـبیبالله از آغاز تو را «اَلسّابقونَ السّابقون» در راه دین دیدم بریدی از همه اموال و بردی سود مالامال جزایت را به قرآن «نِعمَ اَجرُ العامِلین» دیدم تو را تفسیر نورانی « وَالّیلَ اِذا یَغشی» تو را در بیت قرآن لیلةالقدرآفرین دیدم قیاس شأن تو با ساره و هاجر، معالفارق تو را بالاتر از آن و تو را برتر از این دیدم تو را در آیههای آل عمران برتر از مریم تو را در بزم «الله اصطفی» بالانشین دیدم به شأن زینب کبری همین بس که شبیه توست تو را با فاطمه خـیر نساء العالمین دیدم تو را همراز سرّالله قبل از روز میلادش تو را راضیّه و مرضیّه در اوج یقین دیدم نه تـنـهـا مـادر اُمّ اَبـیـهـا، مـادر هـستی تو را در بیت وحی اُمّ امیرالمؤمنین دیدم زبون بود آن زنی که بر نبی زخم زبان میزد حسودان تو را مشمول لعنی آتشین دیدم نه تنها در رجزهای حسینت روز عاشورا تو را در خطبهٔ غرّای زینالعابدین دیدم هنوز از هودج نورت امان از نار میبارد تو را دلواپس اُمّت به روز واپسین دیدم به محشر پیکر خونین محسن روی دست توست تو را با فـاطمه در ماتم آن نازنین دیدم |